sich in Wohlgefallen auflösen
به خوشی تمام شدن، دود شدن و به هوا رفتن (مشکل یا مسئله)
Bedeutungen
1
به معنای پایان یافتن یک موقعیت یا مشکل به شکلی بسیار مطلوب و رضایتبخش است، به طوری که گویی اصلاً وجود نداشته است.
- Wir befürchteten das Schlimmste, aber die ganze Angelegenheit löste sich in Wohlgefallen auf.ما بدترینها را پیشبینی میکردیم، اما کل ماجرا به شکلی رضایتبخش پایان یافت.
- Der Streit zwischen den Nachbarn löste sich nach einem klärenden Gespräch in Wohlgefallen auf.دعوا بین همسایهها پس از یک گفتگوی روشنگرانه به خوبی و خوشی پایان یافت.
- Die anfänglichen Schwierigkeiten des Projekts lösten sich schnell in Wohlgefallen auf, als das Team gut zusammenarbeitete.مشکلات اولیه پروژه به سرعت برطرف شد و به خوبی پیش رفت، زیرا تیم همکاری خوبی داشت.