sich in die Brust werfen
پاس و فخر فروختن، به خود بالیدن، سینه سپر کردن (معمولاً با تناقض یا ریاکاری)
Bedeutungen
1
به معنای لاف زدن، فخر فروختن و ادعاهای بزرگ کردن، اغلب بدون داشتن پشتوانه واقعی. این اصطلاح میتواند کمی بار منفی داشته باشد و به خودستایی یا غرور بیجا اشاره کند.
- Er wirft sich gerne in die Brust und erzählt von seinen angeblichen Erfolgen.او دوست دارد لاف بزند و از موفقیتهای ادعاییاش تعریف کند.
- Sie warf sich in die Brust und behauptete, sie hätte die beste Lösung gefunden.او به خود بالید و ادعا کرد که بهترین راهحل را پیدا کرده است.
- Man sollte nicht zu sehr in die Brust werfen, sondern lieber Taten sprechen lassen.نباید زیاد فخر فروخت، بلکه بهتر است اجازه داد اعمال سخن بگویند.