sich in die Brust werfen

Aussprache: /zɪç ɪn diː bʁʊst ˈvɛʁfn̩/
Worttrennung: sich in ·die ·Brust wer·fen
اصطلاح

پاس و فخر فروختن، به خود بالیدن، سینه سپر کردن (معمولاً با تناقض یا ریاکاری)

Bedeutungen

1

به معنای لاف زدن، فخر فروختن و ادعاهای بزرگ کردن، اغلب بدون داشتن پشتوانه واقعی. این اصطلاح می‌تواند کمی بار منفی داشته باشد و به خودستایی یا غرور بی‌جا اشاره کند.

  • Er wirft sich gerne in die Brust und erzählt von seinen angeblichen Erfolgen.او دوست دارد لاف بزند و از موفقیت‌های ادعایی‌اش تعریف کند.
  • Sie warf sich in die Brust und behauptete, sie hätte die beste Lösung gefunden.او به خود بالید و ادعا کرد که بهترین راه‌حل را پیدا کرده است.
  • Man sollte nicht zu sehr in die Brust werfen, sondern lieber Taten sprechen lassen.نباید زیاد فخر فروخت، بلکه بهتر است اجازه داد اعمال سخن بگویند.