sich ins Fäustchen lachen

Aussprache: /zɪç ɪns ˈfɔɪ̯stçən ˈlaxən/
Worttrennung: sich ins ·Fäust·chen la·chen
اصطلاح

پنهانی خوشحال شدن، از موفقیت خود یا بدشانسی دیگری شاد شدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای ابراز خوشحالی پنهانی و در سکوت است، معمولاً زمانی که فرد از اتفاقی که به نفع اوست یا به ضرر دیگری است، خشنود می‌شود.

  • Als sein Rivale den Fehler machte, musste er sich ins Fäustchen lachen.وقتی رقیبش اشتباه کرد، او نتوانست جلوی خنده پنهانی خود را بگیرد.
  • Sie hat sich ins Fäustchen gelacht, als sie die gute Nachricht hörte.او با شنیدن خبر خوب، پنهانی خوشحال شد.
  • Er hat sich ins Fäustchen gelacht, als er sah, dass sein Plan funktionierte.او وقتی دید که نقشه‌اش کار کرد، پنهانی خوشحال شد.