sich ins Zeug legen

Aussprache: /zɪç ɪns ˈt͡sɔɪ̯k ˌleːɡn̩/
Worttrennung: sich ins ·Zeug le·gen
اصطلاح

سخت تلاش کردن، تمام توان خود را به کار گرفتن، از هیچ تلاشی فروگذار نکردن

Bedeutungen

1

به کار بردن تمام تلاش، انرژی و توانایی خود برای انجام کاری؛ نهایت کوشش را کردن.

  • Wenn du diese Prüfung bestehen willst, musst du dich wirklich ins Zeug legen.اگر می‌خواهی این امتحان را قبول شوی، باید واقعاً تمام توانت را به کار بگیری.
  • Das Team hat sich für das Finale richtig ins Zeug gelegt.تیم برای فینال واقعاً سخت تلاش کرد.
  • Sie legte sich ins Zeug, um ihr eigenes Geschäft aufzubauen.او برای راه‌اندازی کسب‌وکار خودش نهایت تلاشش را به کار گرفت.