sich keinen abbrechen
به خود فشار نیاوردن / چیزی از کسی کم نشدن
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری بدون زحمت زیاد یا بدون اینکه مشکلی برای فرد ایجاد شود؛ یا اینکه انجام ندادن کاری باعث ضرر یا کمبود چیزی برای کسی نمیشود.
- Du musst dir keine abbrechen, um mir zu helfen. Das schaffe ich auch allein.تو لازم نیست خودت را به زحمت بیندازی تا به من کمک کنی. من خودم هم از پسش برمیآیم.
- Wenn du keine Zeit hast, dich zu melden, brich dir keinen ab. Ich verstehe das.اگر وقت نداری خبر بدهی، خودت را به زحمت نینداز. من درک میکنم.
- Es bricht sich niemand einen ab, wenn er mal eine Stunde später kommt.کسی ضرر نمیکند اگر یک ساعت دیرتر بیاید.