sich schwarz ärgern
از شدت خشم سیاه شدن، به شدت عصبانی شدن
Bedeutungen
1
بسیار عصبانی شدن، به حدی که فرد احساس خشم شدید و ناامیدی کند.
- Ich habe mich schwarz geärgert, als ich merkte, dass mein Zug Verspätung hatte.وقتی متوجه شدم قطارم تأخیر دارد، به شدت عصبانی شدم.
- Sie ärgerte sich schwarz über die Dummheit ihres Kollegen.او از حماقت همکارش به شدت عصبانی بود.
- Er ärgerte sich schwarz, dass er die Prüfung nicht bestanden hatte.او از اینکه در امتحان قبول نشده بود، به شدت ناراحت بود.