sich sein eigenes Grab schaufeln

Aussprache: /zɪç zaɪn ˈaɪɡənəs ɡʁaːp ˈʃaʊfl̩n/
Worttrennung: sich ·sein ei·ge·nes ·Grab schau·feln
اصطلاح

خود را به کشتن دادن، خود را به دردسر انداختن

Bedeutungen

1

با اعمال و رفتار خود، ناخواسته باعث بدبختی، شکست یا نابودی خود شدن. این اصطلاح به موقعیت‌هایی اشاره دارد که فرد با تصمیمات نادرست یا اقدامات نسنجیده، آینده خود را تیره و تار می‌کند.

  • Wenn er weiterhin so viel Geld verspielt, schaufelt er sich sein eigenes Grab.اگر او به قمار کردن این همه پول ادامه دهد، خود را به کشتن می‌دهد.
  • Sie hat die Regeln wiederholt gebrochen und sich damit ihr eigenes Grab geschaufelt.او مکرراً قوانین را زیر پا گذاشت و با این کار خود را به دردسر انداخت.
  • Wer die Wahrheit verschweigt, schaufelt sich oft sein eigenes Grab.کسی که حقیقت را پنهان می‌کند، اغلب خود را به نابودی می‌کشاند.