sich um Kopf und Kragen reden

Aussprache: /zɪç ʊm kɔpf ʊnt ˈkʁaːɡn̩ ˈʁeːdn̩/
Worttrennung: sich um ·Kopf un·d ·Kra·gen re·den
اصطلاح

با حرف‌های نسنجیده خود را به دردسر انداختن / خود را لو دادن

Bedeutungen

1

به معنای صحبت کردن بی‌پروا، نسنجیده و بیش از حد است که منجر به ایجاد دردسر، فاش شدن اطلاعات محرمانه یا قرار گرفتن در موقعیت‌های ناخوشایند می‌شود. فرد با حرف‌های خود، خود را به خطر می‌اندازد.

  • Er hat in seiner Aufregung zu viel verraten und sich damit um Kopf und Kragen geredet.او در هیجانش بیش از حد حرف زد و با این کار خود را به دردسر انداخت.
  • Wenn du weiter so redest, wirst du dich noch um Kopf und Kragen reden und deinen Job verlieren.اگر به این حرف زدن ادامه دهی، خودت را به دردسر خواهی انداخت و شغلت را از دست خواهی داد.
  • Sie hat sich in der Besprechung um Kopf und Kragen geredet, als sie versuchte, ihre Fehler zu vertuschen.او در جلسه با حرف‌های نسنجیده‌اش خود را به دردسر انداخت، وقتی سعی کرد اشتباهاتش را پنهان کند.