sich wie gerädert fühlen

Aussprache: /zɪç viː ɡəˈrɛːdɐt ˈfyːlən/
Worttrennung: sich wie ·ge·rä·der·t ·füh·len
اصطلاح

احساس خستگی مفرط داشتن / کوفته بودن

Bedeutungen

1

احساس خستگی شدید و کوفتگی در تمام بدن، انگار که فرد را با چرخ (مانند چرخ‌های شکنجه قدیمی) له کرده‌اند. این اصطلاح بیانگر خستگی جسمی و روحی عمیق است.

  • Nach der langen Wanderung fühlte ich mich wie gerädert.پس از پیاده‌روی طولانی، احساس کوفتگی شدیدی داشتم.
  • Er hatte die ganze Nacht nicht geschlafen und fühlte sich am Morgen wie gerädert.او تمام شب نخوابیده بود و صبح احساس می‌کرد کاملاً از پا افتاده است.
  • Nach dem Umzug fühlten sich alle wie gerädert.بعد از اسباب‌کشی، همه احساس خستگی مفرط می‌کردند.