sicheln

Aussprache: /ˈzɪçl̩n/
Wortzerlegung: si·cheln
فعل

درو کردن با داس

Beispiele

  • Sie hackten die einen Meter fünfzig hohen Maispflanzen um und ''sichelten'' nieder, was sie im Schutz der Dunkelheit erwischen konnten.آنها بوته‌های ذرت یک و نیم متری را قطع کردند و هر آنچه را که می‌توانستند در پناه تاریکی پیدا کنند، با داس درو کردند.

Bedeutungen

1 (transitiv)

با داس درو کردن، بریدن (معمولاً غلات یا علف).

  • Die Bauern sicheln das Getreide auf dem Feld.کشاورزان غلات را در مزرعه درو می‌کنند.
  • Er sichelte das hohe Gras am Wegrand.او علف‌های بلند کنار جاده را با داس می‌برید.