sicheln
درو کردن با داس
Beispiele
- Sie hackten die einen Meter fünfzig hohen Maispflanzen um und ''sichelten'' nieder, was sie im Schutz der Dunkelheit erwischen konnten.آنها بوتههای ذرت یک و نیم متری را قطع کردند و هر آنچه را که میتوانستند در پناه تاریکی پیدا کنند، با داس درو کردند.
Bedeutungen
1
(transitiv)
با داس درو کردن، بریدن (معمولاً غلات یا علف).
- Die Bauern sicheln das Getreide auf dem Feld.کشاورزان غلات را در مزرعه درو میکنند.
- Er sichelte das hohe Gras am Wegrand.او علفهای بلند کنار جاده را با داس میبرید.