sicherheitshalber
برای اطمینان، از روی احتیاط، احتیاطاً
Beispiele
- Weil der Wetterdienst vor Unwetter mit Blitz und Donner warnte, zog er ''sicherheitshalber'' alle Stecker von elektrischen Geräten aus den Steckdosen.چون سازمان هواشناسی نسبت به طوفان همراه با رعد و برق هشدار داده بود، او برای اطمینان تمام دوشاخههای وسایل برقی را از پریز کشید.