sichten
مشاهده کردن / دیدن (از دور) / بررسی کردن (اسناد)
Beispiele
- Im Oktober 1492 ''sichtete'' ein Matrose des Schiffs Pinta Land.در اکتبر ۱۴۹۲، یک ملوان از کشتی پینتا خشکی را 'مشاهده کرد'.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را مشاهده کردن، دیدن، رویت کردن
- Die Küstenwache sichtet ein unbekanntes Schiff.گارد ساحلی یک کشتی ناشناس را مشاهده میکند.
- Wir haben am Horizont Land gesichtet.ما در افق خشکی را دیدیم.
2
Akkusativ
بررسی و مرتب کردن (اسناد، مدارک، مواد)، غربال کردن
- Sie muss noch die Bewerbungsunterlagen sichten.او هنوز باید مدارک درخواستها را بررسی کند.
- Der Archivar sichtet alte Dokumente im Archiv.بایگان اسناد قدیمی را در آرشیو بررسی میکند.