siebentägig

Aussprache: /ˈziːbn̩ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: sie·ben·tä·gig
صفت

هفت روزه

Bedeutungen

1

چیزی که هفت روز طول می‌کشد یا مدت زمان آن هفت روز است.

  • Wir machen eine siebentägige Reise durch Italien.ما یک سفر هفت روزه به ایتالیا داریم.
  • Die siebentägige Quarantäne ist vorbei.دوره قرنطینه هفت روزه به پایان رسیده است.
  • Das Festival dauert sieben Tage, es ist ein siebentägiges Event.این جشنواره هفت روز طول می‌کشد، این یک رویداد هفت روزه است.