siebenwöchig
هفت هفتهای، هفت هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن هفت هفته است یا هفت هفته طول میکشد.
- Die Vorbereitung auf die Hochzeit war eine siebenwöchige Aufgabe.آمادهسازی برای عروسی یک وظیفه هفت هفتهای بود.
- Er hat ein siebenwöchiges Praktikum in einem internationalen Unternehmen absolviert.او یک دوره کارآموزی هفت هفتهای در یک شرکت بینالمللی گذرانده است.
- Das Projekt hat eine siebenwöchige Laufzeit.این پروژه هفت هفته زمان اجرا دارد.