sieden

Aussprache: /ˈziːdn̩/
Wortzerlegung: sie·den
فعل

جوشاندن، جوشیدن

Beispiele

  • Ich ''siede'' Krebse.من خرچنگ‌ها را می‌جوشانم.
  • Am Feiertag gab es bei uns ''gesottenes'' Rindfleisch.در روز تعطیل، ما گوشت گاو آب‌پز داشتیم.
  • Das Wasser ''siedet'' bereits.آب در حال جوشیدن است.

Bedeutungen

1 Akkusativ / Intransitiv

مایعی را تا نقطه جوش گرم کردن یا به نقطه جوش رسیدن.

  • Sie siedet Wasser für den Tee.او آب را برای چای می‌جوشاند.
  • Das Wasser siedet bereits.آب از قبل در حال جوشیدن است.
2 Intransitiv

به شدت عصبانی بودن یا خشمگین بودن (معمولاً به صورت استعاری).

  • Er siedete vor Wut.او از خشم می‌جوشید.
  • In ihm siedete es vor Empörung.درون او از خشم و انزجار می‌جوشید.