siegeln

Aussprache: /ˈziːɡl̩n/
Wortzerlegung: sie·geln
فعل

مُهر و موم کردن، لاک و مُهر زدن

Beispiele

  • Der doppelt ''gesiegelte'' Brief, den ihm ein herzoglicher Bote gestern kurz vor der Nacht ins Haus gebracht hatte, lag als ein Alb auf seiner Seele.نامه دو بار مُهر و موم شده‌ای که یک پیک دوک‌نشین شب گذشته به خانه او آورده بود، مانند کابوسی بر روحش سنگینی می‌کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با مهر یا موم بستن یا تأیید کردن؛ مهر و موم کردن، پلمپ کردن.

  • Der Notar siegelte die wichtigen Dokumente.دفتر اسناد رسمی اسناد مهم را مهر و موم کرد.
  • Man siegelt einen Brief, um seine Vertraulichkeit zu gewährleisten.نامه را مهر و موم می‌کنند تا محرمانه بودن آن تضمین شود.