sieggekrönt
پیروزمند، فاتح، تاجگذاری شده با پیروزی
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که به پیروزی دست یافته و به خاطر آن مورد ستایش قرار گرفته است.
- Die sieggekrönte Mannschaft feierte ihren Erfolg auf dem Spielfeld.تیم پیروزمند، موفقیت خود را در زمین بازی جشن گرفت.
- Der General wurde als sieggekrönter Held gefeiert.ژنرال به عنوان قهرمان پیروزمند مورد تجلیل قرار گرفت.
- Nach vielen Jahren des Kampfes kehrte er als sieggekrönter Mann nach Hause zurück.پس از سالها مبارزه، او به عنوان مردی پیروزمند به خانه بازگشت.