einsehen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌzeːən/
Wortzerlegung: ein·se·hen
فعل

درک کردن، متوجه شدن، بررسی کردن

Beispiele

  • Von meinem Fenster aus habe ich die Straße ''eingesehen.از پنجره‌ام به خیابان «اشراف دارم».
  • Mein Auftrag war, die Bücher ''einsehen'' zu lassen.ماموریت من این بود که اجازه دهم کتاب‌ها را «بررسی کنند».
  • Ich ''sah ein'', dass Widerstand zwecklos war.متوجه شدم» که مقاومت بی‌فایده است.
  • Erst nach langer Beratung ''sah'' er ''ein,'' dass es so nicht weitergeht.تازه بعد از مشورت طولانی «متوجه شد» که اوضاع این‌طور پیش نمی‌رود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (oft mit dass-Satz)

چیزی را درک کردن، تشخیص دادن و پذیرفتن که درست یا ضروری است

  • Er musste einsehen, dass er einen Fehler gemacht hatte.او مجبور شد بپذیرد که اشتباه کرده است.
  • Ich sehe ein, dass wir sparen müssen.من درک می‌کنم که باید صرفه‌جویی کنیم.
2 Akkusativ

اسناد یا پرونده‌ها را بررسی کردن، مشاهده کردن

  • Ich möchte meine Personalakte einsehen.من می‌خواهم پرونده پرسنلی‌ام را بررسی کنم.
  • Man kann die Baupläne im Rathaus einsehen.می‌توان نقشه‌های ساختمانی را در شهرداری مشاهده کرد.