zurücksehen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌzeːən/
Worttrennung: zu·rück·se·hen
فعل

به عقب نگاه کردن، پشت سر را نگاه کردن، مرور کردن گذشته

Bedeutungen

1 ohne Objekt / nach + Dativ

به عقب یا پشت سر خود نگاه کردن (فیزیکی).

  • Er sah kurz zurück, um zu sehen, ob ihm jemand folgte.او به سرعت به عقب نگاه کرد تا ببیند کسی او را دنبال می‌کند یا نه.
  • Sie sah nach ihrem Kind zurück, das noch im Haus war.او به دنبال فرزندش که هنوز در خانه بود، نگاه کرد.
2 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas zurücksehen)

به گذشته نگاه کردن، گذشته را مرور کردن، به یاد آوردن یا ارزیابی کردن.

  • Wenn ich auf meine Jugend zurücksehe, denke ich oft an die schönen Zeiten.وقتی به دوران جوانی‌ام نگاه می‌کنم، اغلب به زمان‌های خوب فکر می‌کنم.
  • Wir müssen auf die Erfolge der letzten Jahre zurücksehen und daraus lernen.ما باید به موفقیت‌های سال‌های اخیر نگاه کنیم و از آنها بیاموزیم.