signalisieren
علامت دادن، نشان دادن، اشاره کردن
Beispiele
- Er ''signalisierte'' ihm durch Nicken seine Zustimmung.او با تکان دادن سر، موافقت خود را به او نشان داد.
- Denn die geschlossene Badezimmertür ''signalisiert'' auch dem Partner, dass er während der Zeremonie nichts im Bad zu suchen hat.زیرا در بسته حمام به شریک زندگی نیز علامت میدهد که در طول مراسم (حمام)، او کاری در حمام ندارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با علامت یا نشانه چیزی را اطلاع دادن یا نشان دادن.
- Der Schiedsrichter signalisierte das Ende des Spiels mit einem Pfiff.داور با یک سوت پایان بازی را اعلام کرد.
- Sie signalisierte ihm mit einem Blick, dass er schweigen sollte.او با یک نگاه به او اشاره کرد که باید ساکت بماند.
2
Akkusativ
چیزی را به وضوح نشان دادن یا آشکار کردن.
- Die Regierung signalisierte ihre Bereitschaft zu Verhandlungen.دولت آمادگی خود را برای مذاکرات نشان داد.
- Seine Körpersprache signalisierte Unbehagen.زبان بدن او ناراحتی را نشان میداد.