signieren
امضا کردن (اثر هنری یا سند)
Beispiele
- Der Künstler ''signierte'' sein Gemälde.هنرمند نقاشیاش را «امضا کرد».
- Das Programm ist in der Lage, E-Mails zu ''signieren'' und zu verschlüsseln.این برنامه قادر است ایمیلها را «امضا» و رمزگذاری کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با امضا مشخص کردن، به ویژه یک اثر هنری، کتاب یا سند
- Der Autor signierte die Bücher für seine Fans.نویسنده کتابها را برای طرفدارانش امضا کرد.
- Sie bat den Künstler, ihr Bild zu signieren.او از هنرمند خواست که نقاشیاش را امضا کند.