silbergeschmückt

Aussprache: /ˈzɪlbɐɡəˌʃmʏkt/
Worttrennung: sil·ber·ge·schmückt
صفت

نقره‌کاری شده، تزئین شده با نقره

Bedeutungen

1

چیزی که با نقره تزئین شده، پوشیده شده یا با آن مزین شده است.

  • Die silbergeschmückte Wiege war ein Erbstück.گهواره نقره‌کاری شده یک یادگار خانوادگی بود.
  • Er trug einen Mantel mit silbergeschmückten Knöpfen.او لباسی با دکمه‌های تزئین شده با نقره پوشیده بود.
  • Die silbergeschmückte Verzierung an der Wand war sehr alt.تزئین نقره‌کاری شده روی دیوار بسیار قدیمی بود.