silbergeziert
نقرهکاری شده، تزئین شده با نقره
Bedeutungen
1
تزئین شده یا پوشانده شده با نقره یا مواد نقرهای.
- Die antike Vase war kunstvoll mit silbergezierten Mustern verziert.گلدان عتیقه با طرحهای نقرهکاری شده به طرز ماهرانهای تزئین شده بود.
- Das Kleid hatte silbergezierten Schmuck entlang des Saumes.لباس در امتداد لبه خود دارای تزئینات نقرهکاری شده بود.
- Der Rahmen des Spiegels war silbergeziert und wirkte sehr edel.قاب آینه نقرهکاری شده بود و بسیار شیک به نظر میرسید.