صفت
نقرهایرنگ؛ نقرهفام؛ (مجازی، ادبی) صدایی بلند و دلنشین
جملات نمونه برای silbrig:
„In der Nähe eines Vulkankraters malen die Reifen Spuren in den ''silbrigen'' Sand und bringen darunter blutorangenfarbene Schichten zum Vorschein.“
«در نزدیکی دهانه یک آتشفشان، لاستیکها ردپایی در شنهای نقرهایرنگ ایجاد میکنند و لایههایی به رنگ نارنجی خونی را در زیر آن آشکار میسازند.»