silikonieren

Aussprache: /ziliˌkoˈniːʁən/
Wortzerlegung: si·li·ko·nie·ren
فعل

سیلیکون اندود کردن، با سیلیکون پر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از سیلیکون، چیزی را آب‌بندی یا پوشش دادن.

  • Wir müssen die Fugen im Bad neu silikonieren.ما باید درزهای حمام را دوباره سیلیکون بزنیم.
  • Der Handwerker hat die Fensterrahmen silikoniert, um sie abzudichten.صنعتگر قاب پنجره‌ها را سیلیکون زد تا آن‌ها را آب‌بندی کند.