simmerten
تزئین کردند، حاشیهکاری کردند (شکل گذشته ساده فعل simmern)
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall, oft mit Adverbien oder Präpositionalphrasen
ابراز درد، رنج یا ناراحتی عمیق از طریق صداهای آهسته و نالهمانند؛ اغلب در ادبیات برای توصیف وضعیت روحی یا جسمی دشوار.
- Der Verletzte simmerte leise vor sich hin, als die Sanitäter ihn versorgten.مجروح، در حالی که امدادگران به او رسیدگی میکردند، آهسته ناله میکرد.
- Nach der schockierenden Nachricht simmerte sie vor Kummer in ihrem Zimmer.پس از شنیدن خبر تکاندهنده، او در اتاقش از غم آه میکشید.