simpelten

Aussprache: /ˈzɪmpl̩tn̩/
Wortzerlegung: sim·pel·ten
Konjugierte Form

ساده کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ (das Problem, die Situation)

پیچیدگی‌ها یا ظرافت‌های یک موضوع، موقعیت یا مشکل را نادیده گرفتن و آن را به شکلی بیش از حد ساده و سطحی تقلیل دادن؛ اغلب برای بیان انتقاد از ساده‌انگاری یا تحریف واقعیت به کار می‌رود.

  • Es ist naiv, die komplexen politischen Zusammenhänge so zu simplen.نادانانه است که روابط پیچیده سیاسی را اینگونه ساده‌سازی کنیم.
  • Der Autor versuchte, die moralische Ambivalenz der Charaktere zu simplen, was dem Roman schadete.نویسنده تلاش کرد تا ابهام اخلاقی شخصیت‌ها را ساده جلوه دهد، که به رمان آسیب رساند.