فعل
پیامک فرستادن، اساماس دادن
معانی و تعاریف simsen:
- پیامک فرستادن، اساماس زدن
جملات نمونه برای simsen:
Ich ''simse'' dir unsere Ankunftszeit am Hauptbahnhof.
من زمان ورودمان به ایستگاه مرکزی را به تو پیامک میکنم.
„Rund 51 Milliarden Botschaften ''simsen'' die Deutschen pro Jahr, Tendenz steigend.“
«آلمانیها سالانه حدود ۵۱ میلیارد پیامک ارسال میکنند، با روندی صعودی.»
Wer viel ''simst,'' braucht sich nicht über seine hohen Telefonkosten zu wundern.
کسی که زیاد پیامک میفرستد، نباید از هزینههای بالای تلفن خود تعجب کند.