sinken
غرق شدن، پایین رفتن، کاهش یافتن
Beispiele
- Das Schiff ''sank'' auf den Grund.کشتی به کف دریا غرق شد.
- Mehrere Schlepper, ein finnischer, ein schwedischer Dampfer ''sanken'' nach Volltreffern.چندین یدککش، یک کشتی بخار فنلاندی و یک کشتی بخار سوئدی پس از اصابت مستقیم گلوله غرق شدند.
Bedeutungen
1
intransitiv
پایین رفتن، به عمق رفتن (مانند کشتی، سطح آب، دما)
- Das Schiff ist im Meer gesunken.کشتی در دریا غرق شد.
- Die Temperatur ist stark gesunken.دما به شدت کاهش یافته است.
2
intransitiv
کاهش یافتن در ارزش، مقدار یا تعداد (مانند قیمتها، آمار)
- Die Preise für Öl sind gesunken.قیمت نفت کاهش یافته است.
- Die Zahl der Arbeitslosen ist gesunken.تعداد بیکاران کاهش یافته است.