sinken

Aussprache: /ˈzɪŋkn̩/
Wortzerlegung: sin·ken
فعل

غرق شدن، پایین رفتن، کاهش یافتن

Beispiele

  • Das Schiff ''sank'' auf den Grund.کشتی به کف دریا غرق شد.
  • Mehrere Schlepper, ein finnischer, ein schwedischer Dampfer ''sanken'' nach Volltreffern.چندین یدک‌کش، یک کشتی بخار فنلاندی و یک کشتی بخار سوئدی پس از اصابت مستقیم گلوله غرق شدند.

Bedeutungen

1 intransitiv

پایین رفتن، به عمق رفتن (مانند کشتی، سطح آب، دما)

  • Das Schiff ist im Meer gesunken.کشتی در دریا غرق شد.
  • Die Temperatur ist stark gesunken.دما به شدت کاهش یافته است.
2 intransitiv

کاهش یافتن در ارزش، مقدار یا تعداد (مانند قیمت‌ها، آمار)

  • Die Preise für Öl sind gesunken.قیمت نفت کاهش یافته است.
  • Die Zahl der Arbeitslosen ist gesunken.تعداد بیکاران کاهش یافته است.