sinnverwandt

Aussprache: /ˈzɪnfɛɐ̯ˌvant/
Worttrennung: sinn·ver·wandt
صفت

مترادف، هم‌معنی، هم‌خانواده (از نظر معنایی)

Bedeutungen

1

کلماتی که معانی مشابه یا نزدیکی دارند و می‌توانند در برخی زمینه‌ها به جای یکدیگر استفاده شوند.

  • Die Wörter 'glücklich' und 'froh' sind weitgehend sinnverwandt.کلمات 'خوشحال' و 'شاد' تا حد زیادی هم‌معنی هستند.
  • Er suchte nach sinnverwandten Begriffen, um seine Aussage zu präzisieren.او به دنبال اصطلاحات هم‌خانواده معنایی گشت تا اظهارات خود را دقیق‌تر بیان کند.
  • In diesem Text werden viele sinnverwandte Adjektive verwendet.در این متن از صفات هم‌معنای زیادی استفاده شده است.