sippen Aussprache:/ˈzɪpən/Wortzerlegung:sip·pen فعل خویشاوند بودن، وصلت کردن معانی و تعاریف sippen:جرعه جرعه نوشیدن، به آرامی و در مقادیر کم نوشیدناز یک خویشاوندی یا قبیله بودن (قدیمی یا منطقهای) جملات نمونه برای sippen:Sie sind bis in den dritten Grad ''gesippt''.«آنها تا درجه سوم خویشاوند هستند.»Sie sippte langsam an ihrem Tee.او چایش را آهسته جرعه جرعه نوشید.Er sippte genüsslich an seinem Wein.او با لذت از شرابش جرعهای نوشید.