sirren

Aussprache: /ˈzɪʁən/
Wortzerlegung: sir·ren
فعل

وزوز کردن، سوت کشیدن (صدای حشرات، سیم‌ها و غیره)

Beispiele

  • Sie wurde von ihren Liebhabern enttäuscht und verlassen, sie erlitt Rückschläge bei den Reformen, und an ihrem Hof ''sirrten'' die Intrigen und das böse Geschwätz.او از سوی معشوقانش ناامید و رها شد، در اصلاحات با شکست مواجه شد، و در دربارش دسیسه‌ها و سخنان بد وزوز می‌کردند.
  • Im Sommer ''sirren'' die Insekten überall im Haus.در تابستان، حشرات در همه جای خانه وزوز می‌کنند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

صدای مداوم و ملایمی مانند وزوز حشرات یا چرخش سریع چیزی ایجاد کردن

  • Die Bienen sirrten um die Blumen.زنبورها دور گل‌ها وزوز می‌کردند.
  • Der Ventilator sirrte leise im Hintergrund.پنکه به آرامی در پس‌زمینه سوت می‌کشید.