sistieren
متوقف کردن، تعلیق کردن، به حالت تعلیق درآوردن
Beispiele
- Musik und Tanz wurde eingestellt, das Karneval verboten, das Schauspiel ''sistiert,'' und das vierzigstündige Gebet angeordnet.موزیک و رقص متوقف شد، کارناوال ممنوع گشت، نمایش به حالت تعلیق درآمد و دعای چهل ساعته مقرر شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی یا قانونی چیزی را متوقف کردن یا به حالت تعلیق درآوردن.
- Die Behörden sistierten das Bauvorhaben wegen fehlender Genehmigungen.مقامات پروژه ساختمانی را به دلیل نداشتن مجوز متوقف کردند.
- Der Richter sistierte das Verfahren bis auf Weiteres.قاضی رسیدگی به پرونده را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورد.
2
Akkusativ
کسی را به طور موقت بازداشت کردن یا دستگیر کردن (معمولاً در زمینه قانونی).
- Die Polizei sistierte den Verdächtigen zur Befragung.پلیس مظنون را برای بازجویی بازداشت کرد.
- Nach dem Vorfall wurden mehrere Personen sistiert.پس از حادثه، چندین نفر دستگیر شدند.