situieren
قرار دادن، مستقر کردن؛ (مجازی) در یک زمینه قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در یک مکان یا موقعیت خاص قرار دادن یا جای دادن
- Das Unternehmen hat seine neue Filiale strategisch günstig in der Innenstadt situiert.شرکت شعبه جدید خود را از نظر استراتژیک در مرکز شهر قرار داده است.
- Er situiert die Handlung seines Romans im 19. Jahrhundert.او داستان رمان خود را در قرن نوزدهم قرار میدهد.
2
sich + Akkusativ
خود را در یک موقعیت یا مکان خاص قرار دادن، جای گرفتن
- Er konnte sich in der neuen Umgebung schnell situieren.او توانست به سرعت خود را در محیط جدید جای دهد.
- Die Familie hat sich in einem kleinen Dorf situiert.خانواده در یک روستای کوچک ساکن شدند.