aussitzen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌzɪtsn̩/
Wortzerlegung: aus·sit·zen
فعل

تحمل کردن (تا بگذرد)، منفعلانه منتظر ماندن، نشستن (در سوارکاری)

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مشکل، بحران یا زمان انتظار ناخوشایند را بدون اقدام خاصی تحمل کردن تا خودش تمام شود

  • Er versucht, die Krise einfach auszusitzen.او سعی می‌کند بحران را فقط تحمل کند تا بگذرد.
  • Wir können den Sturm hier drinnen aussitzen.ما می‌توانیم طوفان را در اینجا تحمل کنیم تا بگذرد.
2 (ohne Objekt) / Akkusativ

نشستن روی اسب در حرکت یورتمه بدون بلند شدن از روی زین (سوارکاری)

  • Das Aussitzen im Trab erfordert viel Übung.نشستن در حرکت یورتمه به تمرین زیادی نیاز دارد.
  • Er saß den Schwung des Pferdes perfekt aus.او تکان‌های اسب را کاملاً روی زین مهار کرد و نشست.