beisitzen
حضور داشتن در جلسه (به عنوان ناظر/مستشار)، عضو هیئت بودن
Bedeutungen
1
Dativ / bei + Dativ
به عنوان ناظر، دستیار یا عضو مشورتی در یک جلسه، دادگاه یا امتحان حضور داشتن
- Der Anwalt saß dem Angeklagten während des Prozesses bei.وکیل در طول محاکمه در کنار متهم نشست (همراهی کرد).
- Sie wird der Prüfung als Beobachterin beisitzen.او به عنوان ناظر در امتحان شرکت خواهد کرد.
2
Dativ
عضویت داشتن در یک هیئت، شورا یا کمیته (به عنوان Beisitzer)
- Er sitzt dem Vorstand seit vielen Jahren bei.او سالهاست که عضو غیراجرایی/مستشار هیئت مدیره است.
- Sie hat jahrelang dem Komitee für Menschenrechte beigesessen.او سالها عضو کمیته حقوق بشر بوده است.