dabeisitzen
کنار بقیه نشستن، تماشاچی بودن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / bei + Dativ
در کنار دیگران نشستن و حضور داشتن (اغلب به عنوان ناظر یا بدون مداخله)
- Er saß schweigend dabei und hörte zu.او ساکت آنجا نشسته بود و گوش میداد.
- Wir saßen beim Essen dabei, als die Nachricht kam.ما سر میز غذا نشسته بودیم که خبر رسید.