sitzenbleiben

Aussprache: /ˈzɪt͡sn̩ˌblaɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: sit·zen·blei·ben
فعل

مردود شدن (در مدرسه)، نشسته ماندن، باد کردن کالا روی دست

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / in + Dativ

مردود شدن در مدرسه و تجدید پایه تحصیلی

  • Mein Bruder ist in der dritten Klasse sitzengeblieben.برادر من در کلاس سوم مردود شد.
  • Wenn du nicht mehr lernst, wirst du sitzenbleiben.اگر بیشتر درس نخوانی، مردود خواهی شد.
2 (ohne Objekt)

برنخاستن و در حالت نشسته باقی ماندن

  • Bitte bleiben Sie sitzen, der Arzt kommt sofort.لطفاً بنشینید (نشسته بمانید)، دکتر فوراً می‌آید.
  • Er ist sitzengeblieben, obwohl alle anderen aufgestanden sind.او نشسته ماند، با اینکه همه بقیه بلند شدند.
3 auf + Dativ

فروش نرفتن جنس و روی دست فروشنده یا در انبار ماندن

  • Der Händler ist auf der Ware sitzengeblieben.کالا روی دست فروشنده ماند (نتوانست آن را بفروشد).
  • Viele Winterjacken sind im Regal sitzengeblieben.کاپشن‌های زمستانی زیادی در قفسه‌ها باقی ماندند.