sitzenbleiben
مردود شدن (در مدرسه)، نشسته ماندن، باد کردن کالا روی دست
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / in + Dativ
مردود شدن در مدرسه و تجدید پایه تحصیلی
- Mein Bruder ist in der dritten Klasse sitzengeblieben.برادر من در کلاس سوم مردود شد.
- Wenn du nicht mehr lernst, wirst du sitzenbleiben.اگر بیشتر درس نخوانی، مردود خواهی شد.
2
(ohne Objekt)
برنخاستن و در حالت نشسته باقی ماندن
- Bitte bleiben Sie sitzen, der Arzt kommt sofort.لطفاً بنشینید (نشسته بمانید)، دکتر فوراً میآید.
- Er ist sitzengeblieben, obwohl alle anderen aufgestanden sind.او نشسته ماند، با اینکه همه بقیه بلند شدند.
3
auf + Dativ
فروش نرفتن جنس و روی دست فروشنده یا در انبار ماندن
- Der Händler ist auf der Ware sitzengeblieben.کالا روی دست فروشنده ماند (نتوانست آن را بفروشد).
- Viele Winterjacken sind im Regal sitzengeblieben.کاپشنهای زمستانی زیادی در قفسهها باقی ماندند.