ansitzen
منتظر شکار ماندن، چسبیده بودن، فیت نشستن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / an + Dativ / auf + Dativ
در کمین شکار ماندن، روی سکوی شکار نشستن و منتظر شدن (اصطلاح شکار)
- Die Jäger saßen stundenlang am Hochsitz an und warteten.شکارچیان ساعتها روی سکوی شکار نشستند و منتظر ماندند.
- Er sitzt heute Nacht auf Wildschweine an.او امشب برای کمین گرازها مینشیند.
2
an + Dativ
به چیزی چسبیده بودن، رسوب کردن یا محکم در جایی قرار داشتن
- Der Schmutz hat sich an den Wänden angesessen.کثیفی به دیوارها چسبیده است.
- Wenn die Maske fest ansitzt, entweicht keine Luft.اگر ماسک کیپ و محکم بنشیند، هیچ هوایی خارج نمیشود.