ansitzen

Aussprache: /ˈanˌzɪt͡sn̩/
Wortzerlegung: an·sit·zen
فعل

منتظر شکار ماندن، چسبیده بودن، فیت نشستن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / an + Dativ / auf + Dativ

در کمین شکار ماندن، روی سکوی شکار نشستن و منتظر شدن (اصطلاح شکار)

  • Die Jäger saßen stundenlang am Hochsitz an und warteten.شکارچیان ساعت‌ها روی سکوی شکار نشستند و منتظر ماندند.
  • Er sitzt heute Nacht auf Wildschweine an.او امشب برای کمین گرازها می‌نشیند.
2 an + Dativ

به چیزی چسبیده بودن، رسوب کردن یا محکم در جایی قرار داشتن

  • Der Schmutz hat sich an den Wänden angesessen.کثیفی به دیوارها چسبیده است.
  • Wenn die Maske fest ansitzt, entweicht keine Luft.اگر ماسک کیپ و محکم بنشیند، هیچ هوایی خارج نمی‌شود.