sitzt, passt, wackelt und hat Luft
نصب شده، اندازه است، تکان میخورد و جا دارد (اصطلاحاً: کار میکند، درست است، مشکلی ندارد)
Bedeutungen
1
توصیف یک وضعیت یا شیء که به نظر میرسد به خوبی کار میکند یا مناسب است، حتی اگر کاملاً بینقص نباشد؛ معمولاً با لحنی شوخ یا کنایهآمیز.
- Die provisorische Reparatur hält. Sitzt, passt, wackelt und hat Luft.تعمیر موقت جواب میدهد. نصب شده، اندازه است، تکان میخورد و جا دارد (یعنی کار میکند).
- Ob das Auto lange hält, weiß ich nicht, aber im Moment sitzt, passt, wackelt und hat Luft.نمیدانم ماشین تا کی دوام میآورد، اما در حال حاضر کار میکند و مشکلی ندارد.
- Der selbstgebaute Stuhl ist nicht schön, aber er sitzt, passt, wackelt und hat Luft.صندلی دستساز زیبا نیست، اما محکم است و کار میکند.