sitzt, passt, wackelt und hat Luft

Aussprache: /zɪtst, past, ˈvakl̩t ʊnt hat lʊft/
Worttrennung: sitz·t, pass·t, wa·ckel·t un·d hat Luft
اصطلاح

نصب شده، اندازه است، تکان می‌خورد و جا دارد (اصطلاحاً: کار می‌کند، درست است، مشکلی ندارد)

Bedeutungen

1

توصیف یک وضعیت یا شیء که به نظر می‌رسد به خوبی کار می‌کند یا مناسب است، حتی اگر کاملاً بی‌نقص نباشد؛ معمولاً با لحنی شوخ یا کنایه‌آمیز.

  • Die provisorische Reparatur hält. Sitzt, passt, wackelt und hat Luft.تعمیر موقت جواب می‌دهد. نصب شده، اندازه است، تکان می‌خورد و جا دارد (یعنی کار می‌کند).
  • Ob das Auto lange hält, weiß ich nicht, aber im Moment sitzt, passt, wackelt und hat Luft.نمی‌دانم ماشین تا کی دوام می‌آورد، اما در حال حاضر کار می‌کند و مشکلی ندارد.
  • Der selbstgebaute Stuhl ist nicht schön, aber er sitzt, passt, wackelt und hat Luft.صندلی دست‌ساز زیبا نیست، اما محکم است و کار می‌کند.