sizilianisch
سیسیلی، مربوط به سیسیل
Bedeutungen
1
مربوط به جزیره سیسیل در ایتالیا، یا مردم، فرهنگ، زبان یا محصولات آن.
- Sie probierte die typisch sizilianische Pasta mit Aubergine.او پاستای مخصوص سیسیلی با بادمجان را امتحان کرد.
- Der Film spielt in einer kleinen sizilianischen Stadt.این فیلم در یک شهر کوچک سیسیلی اتفاق میافتد.
- Er spricht mit einem starken sizilianischen Akzent.او با لهجه غلیظ سیسیلی صحبت میکند.