skalieren

Aussprache: /skaˈliːʁən/
Wortzerlegung: ska·lie·ren
فعل

مقیاس‌بندی کردن، اندازه‌بندی کردن، تنظیم مقیاس

Beispiele

  • Um Daten zu systematisieren und zu vergleichen, werden sie ''skaliert.برای سیستماتیک کردن و مقایسه داده‌ها، آن‌ها «مقیاس‌بندی» می‌شوند.
  • Vektorgrafiken lassen sich verlustfrei ''skalieren.گرافیک‌های وکتور را می‌توان بدون افت کیفیت «مقیاس‌بندی» کرد.
  • Oder kurz: das ''skaliert'' nicht mit der Anzahl der Nutzer.یا به طور خلاصه: این با تعداد کاربران «مقیاس‌پذیر» نیست.

Bedeutungen

1 Akkusativ

اندازه یا مقیاس چیزی را تغییر دادن، مقیاس‌بندی کردن

  • Man kann das Bild auf die gewünschte Größe skalieren.می‌توانید تصویر را به اندازه دلخواه مقیاس‌بندی کنید.
  • Das Unternehmen muss seine Produktion skalieren, um die Nachfrage zu decken.شرکت باید تولید خود را افزایش دهد تا تقاضا را پوشش دهد.
2 Akkusativ

چیزی را بر اساس یک مقیاس یا معیار خاص درجه‌بندی کردن یا ارزیابی کردن

  • Die Leistung der Mitarbeiter wurde nach bestimmten Kriterien skaliert.عملکرد کارکنان بر اساس معیارهای خاصی درجه‌بندی شد.
  • Diese Methode hilft, Risiken besser zu skalieren.این روش به مقیاس‌بندی بهتر ریسک‌ها کمک می‌کند.