skalpieren

Aussprache: /skalˈpiːʁən/
Wortzerlegung: skal·pie·ren
فعل

پوست سر کندن، اسکالپ کردن

Beispiele

  • Bei einigen Indianerstämmen war es üblich, gefallene Kriegsgegner zu ''skalpieren'' und den Skalp als Trophäe aufzubewahren.در برخی قبایل سرخپوست، رسم بود که پوست سر دشمنان کشته شده در جنگ را بکنند و پوست سر را به عنوان غنیمت نگه دارند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوست سر کسی را (معمولاً به عنوان غنیمت جنگی) جدا کردن.

  • In alten Westernfilmen sieht man oft Indianer, die ihre Feinde skalpieren.در فیلم‌های وسترن قدیمی اغلب سرخپوستان را می‌بینیم که دشمنان خود را اسکالپ می‌کنند.
  • Die Legenden erzählen von Kriegern, die ihre besiegten Gegner skalpierten.افسانه‌ها از جنگجویانی حکایت می‌کنند که دشمنان شکست‌خورده خود را اسکالپ می‌کردند.