skandinavisch

Aussprache: /skandiˈnaːvɪʃ/
Worttrennung: skan·di·na·visch
صفت

اسکاندیناویایی

Bedeutungen

1

مربوط به کشورهای اسکاندیناوی (دانمارک، نروژ، سوئد) یا فرهنگ، زبان، مردم و جغرافیای آن‌ها.

  • Sie bewundert den skandinavischen Designstil für seine Schlichtheit.او سبک طراحی اسکاندیناویایی را به خاطر سادگی‌اش تحسین می‌کند.
  • Wir planen eine Reise durch die skandinavischen Länder im Sommer.ما قصد داریم تابستان سفری به کشورهای اسکاندیناویایی داشته باشیم.
  • Das Restaurant bietet traditionelle skandinavische Gerichte an.این رستوران غذاهای سنتی اسکاندیناویایی سرو می‌کند.
2

مربوط به منطقه جغرافیایی وسیع‌تر که شامل فنلاند و ایسلند نیز می‌شود (گاهی اوقات به عنوان اسکاندیناوی بزرگتر در نظر گرفته می‌شود).

  • Die nordischen Länder, einschließlich Finnland, teilen viele kulturelle Gemeinsamkeiten.کشورهای شمال اروپا، از جمله فنلاند، اشتراکات فرهنگی زیادی دارند.
  • Er interessiert sich für die skandinavische Mythologie, die auch nordische Götter umfasst.او به اساطیر اسکاندیناویایی که شامل خدایان نورس نیز می‌شود، علاقه‌مند است.
  • Die skandinavische Region ist bekannt für ihre langen Sommernächte.منطقه اسکاندیناوی به شب‌های طولانی تابستانی‌اش معروف است.