skartieren
اسناد را برای امحا جدا کردن، از رده خارج کردن
Beispiele
- Der Sekretär soll den Vermerk ''skartieren.منشی باید یادداشت را برای امحا جدا کند.
- Sie werden gebeten, den Akt nicht weiter in Evidenz zu halten, sondern ihn zu ''skartieren.از شما خواسته میشود که پرونده را دیگر در سوابق نگه ندارید، بلکه آن را از رده خارج کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(بازی ورق) کارتهای اضافی یا نامناسب را دور انداختن.
- Er musste zwei Karten skartieren, um bessere zu bekommen.او مجبور شد دو کارت را دور بیندازد تا کارتهای بهتری بگیرد.
- Beim Skat muss man vor dem Spiel Karten skartieren.در بازی اسکات باید قبل از بازی کارتها را دور انداخت.
2
Akkusativ
(عمومی، کمتر رایج) چیزی را حذف کردن، از رده خارج کردن یا رد کردن.
- Veraltete Dokumente werden regelmäßig skartiert.اسناد منسوخ شده به طور منظم حذف میشوند.
- Diese Methode wurde als ineffizient skartiert.این روش به دلیل ناکارآمدی رد شد.