skippen

Aussprache: /ˈskɪpn/
Wortzerlegung: skip·pen
فعل

رد کردن، نادیده گرفتن، پرش کردن

Beispiele

  • Ich ''habe'' die nervige Werbung ''geskippt.من تبلیغات آزاردهنده را رد کردم.

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی را)

عمداً از چیزی عبور کردن، آن را نادیده گرفتن یا از آن صرف‌نظر کردن، معمولاً در زمینه رسانه‌های دیجیتال یا مراحل یک فرآیند.

  • Ich habe die Werbung am Anfang des Videos geskippt.من تبلیغات ابتدای ویدئو را رد کردم.
  • Man kann den Intro-Song in vielen Serien skippen.می‌توان آهنگ آغازین را در بسیاری از سریال‌ها رد کرد.
2 Akkusativ (چیزی را)

از یک مرحله یا بخش خاصی از یک فرآیند یا رویداد صرف‌نظر کردن.

  • Wir können das Meeting heute skippen, da es nichts Neues gibt.ما می‌توانیم جلسه امروز را لغو کنیم، چون چیز جدیدی وجود ندارد.
  • Er hat das Frühstück geskippt, um pünktlich zur Arbeit zu kommen.او صبحانه را حذف کرد تا به موقع به سر کار برسد.