skippen
رد کردن، نادیده گرفتن، پرش کردن
Beispiele
- Ich ''habe'' die nervige Werbung ''geskippt.من تبلیغات آزاردهنده را رد کردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی را)
عمداً از چیزی عبور کردن، آن را نادیده گرفتن یا از آن صرفنظر کردن، معمولاً در زمینه رسانههای دیجیتال یا مراحل یک فرآیند.
- Ich habe die Werbung am Anfang des Videos geskippt.من تبلیغات ابتدای ویدئو را رد کردم.
- Man kann den Intro-Song in vielen Serien skippen.میتوان آهنگ آغازین را در بسیاری از سریالها رد کرد.
2
Akkusativ (چیزی را)
از یک مرحله یا بخش خاصی از یک فرآیند یا رویداد صرفنظر کردن.
- Wir können das Meeting heute skippen, da es nichts Neues gibt.ما میتوانیم جلسه امروز را لغو کنیم، چون چیز جدیدی وجود ندارد.
- Er hat das Frühstück geskippt, um pünktlich zur Arbeit zu kommen.او صبحانه را حذف کرد تا به موقع به سر کار برسد.