skrupulös
وسواسی، موشکافانه، بسیار دقیق و با ترس از اشتباه
Beispiele
- Deine Gedanken sollen ebenso ''skrupulös'' rein gehalten werden wie dein Körper.افکار تو باید به همان اندازه وسواسی و پاک نگه داشته شوند که جسمت.
- Als Chef ist er ungeeignet, da er ängstlich, unsicher, entscheidungsschwach und ''skrupulös'' ist.او به عنوان رئیس نامناسب است، زیرا ترسو، نامطمئن، ضعیف در تصمیمگیری و وسواسی است.