skrupulös
وسواسی، موشکافانه، بسیار دقیق و با ترس از اشتباه
Bedeutungen
1
بسیار دقیق و موشکافانه در انجام کارها، با توجه زیاد به جزئیات و اغلب با ترس از اشتباه کردن یا انجام کار نادرست.
- Er arbeitete sehr skrupulös an seinem Projekt.او با دقت فراوان روی پروژهاش کار میکرد.
- Die Buchhalterin war bekannt für ihre skrupulöse Arbeitsweise.حسابدار به روش کاری موشکافانهاش معروف بود.
- Man muss bei der Analyse der Daten sehr skrupulös vorgehen.باید در تحلیل دادهها بسیار موشکافانه عمل کرد.
2
دارای وجدان اخلاقی قوی؛ بسیار مراقب در مورد درست یا غلط بودن اعمال.
- Er war ein skrupulöser Geschäftsmann, der niemals betrog.او تاجری با وجدان بود که هرگز تقلب نمیکرد.
- Sie hatte skrupulöse Bedenken, die Regeln zu brechen.او ملاحظات اخلاقی شدیدی برای زیر پا گذاشتن قوانین داشت.
- Sein skrupulöses Verhalten machte ihn zu einem vertrauenswürdigen Freund.رفتار با وجدان او، او را به دوستی قابل اعتماد تبدیل کرده بود.