skrupulös

Aussprache: /skʁupuˈløːs/
Worttrennung: skru·pu·lös
صفت

وسواسی، موشکافانه، بسیار دقیق و با ترس از اشتباه

Bedeutungen

1

بسیار دقیق و موشکافانه در انجام کارها، با توجه زیاد به جزئیات و اغلب با ترس از اشتباه کردن یا انجام کار نادرست.

  • Er arbeitete sehr skrupulös an seinem Projekt.او با دقت فراوان روی پروژه‌اش کار می‌کرد.
  • Die Buchhalterin war bekannt für ihre skrupulöse Arbeitsweise.حسابدار به روش کاری موشکافانه‌اش معروف بود.
  • Man muss bei der Analyse der Daten sehr skrupulös vorgehen.باید در تحلیل داده‌ها بسیار موشکافانه عمل کرد.
2

دارای وجدان اخلاقی قوی؛ بسیار مراقب در مورد درست یا غلط بودن اعمال.

  • Er war ein skrupulöser Geschäftsmann, der niemals betrog.او تاجری با وجدان بود که هرگز تقلب نمی‌کرد.
  • Sie hatte skrupulöse Bedenken, die Regeln zu brechen.او ملاحظات اخلاقی شدیدی برای زیر پا گذاشتن قوانین داشت.
  • Sein skrupulöses Verhalten machte ihn zu einem vertrauenswürdigen Freund.رفتار با وجدان او، او را به دوستی قابل اعتماد تبدیل کرده بود.