فعل
اسکایپ کردن (تماس اینترنتی گرفتن)
معانی و تعاریف skypen:
- از طریق برنامه اسکایپ تماس صوتی یا تصویری برقرار کردن
جملات نمونه برای skypen:
Als mein Freund im Ausland war, haben wir fast jeden Tag ''geskypt.''
وقتی دوستم در خارج از کشور بود، تقریباً هر روز با هم اسکایپ میکردیم.
„Manche Internetfirmen schreiben Sprachgeschichte: Wer googelt, der sucht. Twittern heißt, eine Kurznachricht an jedermann zu senden. Und ''skypen'' bedeutet für Millionen von Menschen, kostenlose Gespräche über den Computer statt über das Festnetztelefon zu führen.“
«برخی شرکتهای اینترنتی تاریخ زبان را مینویسند: هرکس گوگل میکند، یعنی جستجو میکند. توییت کردن یعنی فرستادن یک پیام کوتاه به همه. و اسکایپ کردن برای میلیونها انسان یعنی انجام مکالمات رایگان از طریق کامپیوتر به جای تلفن ثابت.»
Wir können heute Abend skypen.
ما میتوانیم امشب اسکایپ کنیم.